مشاوره انتشار مقاله ISI مشاوره انتشار مقاله ISI
دکتر جلالیان: روش تحقیق، آمار
تولید مقاله از پایان نامه، ویرایش مقاله
سریال کره ای ققنوس
نسخه کامل و دوبله فقط 8000 تومان
پخش شده از شبکه فارسی  1
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
18 - بهمن ماه - 1388

13 - بهمن ماه - 1388


بنایی با معماری خاص در «نقش رستم» وجود دارد که از زمان حمله اعراب به ایران و از روی نادانی نام «کعبه  زرتشت » را به آن دادند. زیرا کاربرد آن را نمی دانستند. از آن جا که فکر می کردند هر دینی می بایست برای خود بتکده یا مرکزیتی برای خود داشته باشد با میل خود گفتند حتمن این بنا هم مرکزیت یا کعبه زرتشتیان است (نمی دانستند زرتشتیان مادی پرست نیستند و چیزی ساخت دست بشر را نمی پرستند). 
 

عرب های آن زمان نادان و کورفکر بودند، چرا تا به امروز (قرن بیست و یکم میلادی) کاربرد و تعریف این بنا کشف نشده است؟ 
خوشبختانه پژوهشگر« رضا مرادی غیاث آبادی »  که تحقیقات فراوانی در زمینه ایران باستان داشته، نتیجه کشف خود را در کتابی به نام «نظام گاهشماری در چارطاقی های ایران» توسط انتشارات نوید شیراز به چاپ رسانده و راز این بنا را منتشر کرده است

 تا کنون کاربرد این بنا را چنین حدث می زدند: محل نگهداری کتاب اوستا و اسناد حکومتی _ محل گنجینه دربار _ آتشکده _ معبد _ نامعلوم و... 
 
اما غیاث آبادی با تحقیقات خود ثابت کرد این بنا با مقایسه با تمامی بناهای گاهشماری (تقویم) آفتابی در سرتاسر جهان، پیشرفته ترین، دقیق ترین، و بهترین بنای گاهشماری آفتابی جهان می تواند باشد.... در صورتی که تا قبل از این بنا «چارطاقی ها» در نقاط مختلف ایران احداث شده بودند و همین وظیفه را با شیوه ای بسیار ساده اما دقیق و حرفه یی بر عهده داشتند. تمامی بناهای گاهشماری آفتابی در جهان فقط می توانند روزهای خاصی از سال (مانند روزهای سرفصل) را مشخص کنند و یا حتی با سال خورشیدی تنظیم نیستند. اما این بنا با دقت و علمی که در ساخت آن اجرا شده قادر است بسیاری از جزئیات روزهای مختلف سال و ماهها را مشخص کند که زرتشتیان با استفاده از این بنا می توانستند بسیاری از مناسبت ها و جشن های سال را روز به روز دنبال کنند و از زمان دقیق آنها آگاه شوند

بسیاری از بناهای چارطاقی در سطح کشور (به تصور آتشکده) یا به طور کامل تخریب شده و یا تغییر کاربری داده شده و خوشبختانه تعدادی هم به طور کاملن سالم از گزند متعصبان به در مانده و خوشبختانه برای ما و نسل های بعدی باقی مانده اند، مانند چارطاقی «نیاسر» و چارطاقی «تفرش» 

 خوشبختانه بنای کعبه زرتشت با آن که تقریبن سالم باقی مانده ولی شوربختانه در حاشیه گزند سد سیوند قرار دارد! و باز هم شوربختانه جزئ میراث جهانی سازمان ملل به ثبت نرسیده! و باز هم شوربختانه دولت ایران این بنا را اصلن جزئ بناهای عجایب هفتگانه جدید (که برج ایفل هم یکی از کاندیداها بود) پیشنهاد نداد! و باز هم شوربختانه با کشف این راز ، هیچ گونه انعکاس و جنجالی به پا نشد!این بنا تا کنون بر سر پای خود ثابت و سالم و محکم مانده و گرنه کسی از آن محافظت نکرده، همانند بسیاری از بناهای باارزش دیگر تاریخ ایران باستان!!! 
  


آری، این یک گاهشمار تمام سنگی ثابت در جهان است که می بایست سازندگان آن از بسیاری از نکات علمی جغرافیایی و نجومی و سال کبیسه و انحراف کره زمین نسبت به مدار خورشید و تفاوت قطب مغناطیسی با قطب جغرافیایی و مسیر گردش زمین به دور خورشید و... را در 2500 تا 3000 سال پیش در دوران حکومت هخامنشیان آگاهی می داشتند و یا حتا اطلاعاتی که امروزه خیلی از انسان های پرادعا از وجود آن بی خبرند و دوباره باید آن را کشف کنند (مانند گرد بودن کره زمین و گردش زمین به دور خورشید یا برعکس) و به نام خودشان ثبت کنند!!! 
اگر علمشان امروزه پیشرفته است و راست می گویند، مشابه چنین بنایی را بسازند!   

  این ایمیلی بود که من گرفتم و دوست داشتم اینجا بذارمش. چند سال پیش که به شیراز و پرسپولیس و نقش رستم رفتیم این بنا رو دیدیم اما کسی نه ازش حرفی میزد و نه تابلوی راهنما داشت وقتی از مسوول پرسیدیم گفت : معلوم نیست ولی خیلی ها میگن اینجا آتشکده بوده و یا مقبره !!!  

وقتی میبینم که پارسیان از تاریخ خودشون اینجوری یاد می کنن خیلی حرص می خورم و یا وقتی میبینم که طول ۱۰۰۰ سال گذشته حتی کسی نیآمده که قدر این آثار رو بدونه و راز اونها رو کشف کنه، ناراحت میشم حسی که به تمام پارسی ها دست میده. شاید هم برای این بوده که اگر کسی پرسپولیس و شوشتر و نقش رستم و ... رو خیلی کشف می کرد دیگه کسی سراغ acropolis و Hittites اینا نمی رفت هر چند اون بناها خیلی زیبان و رموز خودشون رو دارن اما اینقدر مشتاق توی دنیا هست که یک میلیون تاش هم به اقتصاد باستانی ایران کمک کنن!!!  

 

استرالیا از رژه هم ج نس بازان در سیدنی ... فقط یک رژه ساده در سال 2009 مبلغ 36 میلیون دلار سود کرده. از یک بنای تاریخی این چنین نمیشه توریست جذب کرد و درآمد رو خرج بازسازی و نگهداری از تاریخ ایران کرد؟؟؟ میشه خوبم میشه اماااااااااااا خواسته نمیشه!!! پرسپولیس و شوشتر شده کارگاه حفاری دانشجوهای خارجی. طرح کادشون رو اینجا می گذرونن و یاد میگیرن چجوری از بناهای تاریخی کشورشون محافظت کنند. اگر تا چند وقته دیگه این بنا یییییهوووووو سر از یکی از موزه های دنیا سر در نیورد...اگر تا الآن هم خبری ازش نیست برای اینکه توی مناقصه است

5 - بهمن ماه - 1388

فیلم it's complicated فیلم قشنگیه. حکایت از خانواده ای داره که پدر خانواده 15 سال پیش از خانواده جدا میشه و تجدید فراش می کنه با زنی که همسن دخترشه و در سن بالا باید با پسر بچه 5 ساله سرو کله بزنه.نقش مادر رو مرلی استریپ بازی می کنه ... داستان فیلم خیلی جذابه. داستان فیلم رو میذاریم حسام تجزیه و تحلیل کنه.    

 

از این اتفاقات زیاد می افته و چیز تازه ای نیست، پدر بعد از ترک خانواده، مادر تمام مسئولیت ها رو به دوش  گرفته و بچه ها رو بزرگ می کنه و در جشن فارق التحصیلی بچه ها و یا جشن عروسی تازه پدر متوجه میشه که چقدر تنهاست و باید به خانواده اصلیه خودش برگرده به خانواده ای که اول تشکیل داده و حالا بهشون بیشتر از همیشه احتیاج داره و باید به فرزندانش افتخار کنه و پیش اونها باشه و ...   

 

یه دوستی دارم که روسه الحق و الانصاف هم خیلی جذابه و هم قد بلند یه زن روس که مردهای ایرونی عاشق داشتنشونن، چشمهای آبی و بلوند و ... !!! آشنایی این خانوم با من از اینجا بود که فهمید من ایرانیم و به من گفت که اتفاقا شوهرش هم ایرانیه. من که فضولیم گل کرده بود از پرسیدم که چجوری باهم آشنا شدن و ازدواج کردن و ... ماجرا از این قرار بوده که این آقا که بذارین اسمشو بذارم ممدآقا یه سفر به یکی از شهر های روسیه داشته و با خانوم آشنا میشه در حالی که زن و بچه داشته و ممدآقا به خانوم می گه که می خواد خانوم رو به آمریکا ببره تا اونجا با هم زندگی کنن و از همسرش هم طلاق خواهد گرفت. این کار انجام میشه و 5 سال پیش ممد آقا و خانوم باهم ازدواج کردن و به آمریکا میرن ممدآقا که ظاهرا طبق شواهد آدم پولداری بوده خونه و ماشین شیک و مدل بالا و بریز و بپاش و ... داشته و خانوم هم که نفهمیدم بالاخره چجوری با ممدآقا آشنا شده بود از ویکتوریا سکرت گرفته تا لوازم آرایش شانل و جواهرات تیفانی و ... کمتر خرید نمی کرده ماشین شخصیشون هم بنز آخرین مدل بوده ... تا چند سال پیش که اوضاع اقتصادی بهم میریزه به استرالیا میآن و در اینجا یه خونه می خرن که خانوم هم درش شریکه. اما خانواده اصلی ممدآقا هم در این مدت به زندگی معمولیشون ادامه دادن.  

ممدآقا 65 تا 70 سالشه و خانوم روسی 38 سال!!! خانوم عاشق قدم زدن در ساحل و نایت کلاب و ... با دخترجوون خودشه و ممدآقا دوست داره توی خونه بشینه و روزنامه بخوونه. ممدآقا ورشکسته شده و دیگه پول نداره و خانوم هم دیگه حاضر نیست باهاش زندگی کنه و وکیل گرفته و پاشو کرده توی کفش که سهم خونه اش رو بگیره این در حالیه که خانوم ممدآقا رو از خونه انداخته بیرون و داره با دختر و دوست پسر دخترش با خوشی زندگی می کنه ممدآقا هم آلاخون والاخون ... دیروز که تلفنی با دوستم صحبت کردم گفت که ممدآقا باید برگرده به خانواده اصلیش چون خیلی پیره و نمی تونه که اوقات خوشی را با اون داشته باشه و این خانوم جوون و ارزوهای زیادی داره و نمی تونه یه پیرمرد رو تر و خشک کنه!!! و واقعا حوصله غرغرهای یه پیرمرد رو نداره و با مرد روسی آشنا شده که همسن و سال خودشه و قراره باهم بیزینسی رو راه بندازن.

  

تمام ثروت ممدآقا در این 5 ساله تموم شده تمام اون ثروتی که حق بچه هاش بوده و باید اون رو خرج بچه ها و نوه ها می کرده نه کادوی تولد دوست پسر ، دختر زن جدید!!! اون ثروت رو باید به پای زن ایرونی اش میریخته که توی تمام این سالها با اون اخلاقش اونو تحمل کرده ... خیلی مواقع می دیدم دوستم بهش زنگ میزنه و بهش می گفت که من امروز خسته ام و شام درست کن و سالاد و خرید کن و لباسها رو بشووووووور و خونه تمیز کن و ... کدوم یکی از این کارها رو برای زن ایرونیت کردی ممدآقا؟؟؟ حاضرم شرط ببندم هیچ کدووووووووم ... چرا زن روس رو به زن ایرونیت ترجیح دادی؟؟؟ چون زن ایرونیت چشماش ابی نبود؟ چون تر و خشکت می کرد؟ چون نگران پرداخت قبض آب و برق بود؟ چون نمی خواست اتوی شلوارت کج بشه؟ چون خونه اش عین دسته گل بود؟ چون واسه بچه هات اسفند دود می کرد؟ دود اسفند اذیتت کرده بود یا بوی تن خانوم که وقتی میومدی خونه بوی قرمه سبزی رو میداد که واسه هوس شکم گنده جنابعالی پخته شده بود؟ دکور خونه دلتون رو زده بود که ترمه های اصیل ایرونی تزئینش کرده بود یا چشم نظرهای خونه که واسه منظورجیب شما بوده ؟؟؟ شلوارت دو تا شده بود یا کلا فیلت یاد هندستون کرده بود؟ فکر کرده بودی پول واست قدرت میآره یا شخصیت؟ دوست نداشتی تو یخونه کسی با محبت و از ته دل بابا صدات بزنه دوست داشتی یه دختر غریبه بیاد توی خونت و بگه ممد آقا ... مامانم امشب دیر میاد خونه؟؟؟

حقته! یعنی حق ات هست که این بلاها سرت بیاد...  فقط شدی یه وسیله برای رسیدن خانوم روسی به اهداف بلند مدت. از قدیم گفتن:    

 هر کی خربزه می خوره پای لرزش هم میشینه

   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    >>